شعر در مورد حضرت آیت الله خامنه ای


  رهبر من نور چشمان من است / عشق او آیین و ایمان من است

ذوالفقار حیدری در دست او / طاعتش میثاق و پیمان من است

سیدی از نسل پاک فاطمه / هم ز نسل شیر یزدان من است

در ولایت وارث آل نبی / جانشینی از امامان من است

همچو مه تابد به قلب شیعیا ن / نائب خورشید پنهان من است

در هدایت سوی حق آرد مر ا / این هدایت سمت قرآن من است

دوستانش دوست می دارم همی / دشمن او دشمن جان من است

آنکه مهر او ندارد در وجو د / بی گمان همکیش نادان من است

در سخن چون ابر می بارد به دل / در کویر خشک باران من است

در حضورش موج دریا دیده ام / در کلامش راحت جان من است

در نگاهش غرق دریا می شو م / واژه هایش در و مرجان من است

قلب تارم را صفایی می دهد / جامع فکر پریشان من است

من مرید آن دل وارسته ام / او مراد و پیر عرفان من است

بوی یوسف می دهد پیراهنش / گرچه خودیعقوب کنعان من است

من چو بلبل او چو باغ پر زگل / من چوبرگ او سرو بستان من است

آرزوی دیدنش دارم به دل / در فراقش شهر زندان من است

ای خوش آن روزی که بینم رهبرم / ساعتی در خانه مهمان من است

هرگز ای یاران دعایش می کنید / شب نمازش ذکر یاران من است

روی خوبش با دو چشمت دیده ای / چهره اش چون ماه تابان من است

غرق دریای تهاجم را چه غم / ناجی کشتی ز طوفان من است

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی / حامی او حی سبحان من است

در امانت او ‹‹ امین ›› انقلا ب / در شجاعت شیر میدان من است

راه او باشد ره پیر خمین (ره) / رهرو راه شهیدان من است

افتخار ما بود ‹‹ سید علی ››/ سرور من جان جانان من است

چون فقیه وعالم است ودین شناس / مرجع تقلید دوران من است

روز ششم ماه تیر از سال شصت / رهبرم جانباز ایران من است

ای خداوندا نگهدارش تو با ش / چون دعای او نگهبان من است

شعر امروزم که وصف رهبر است / بهترین اشعار دیوان من است

پیروانش نی به پاکستان و هند / درفلسطین است و لبنان من است


گوئیا مهدی(عج) چنین گوید که او / بهترین اصحاب و یاران من است